خانه
گاما

درسنامه آموزشی احکام (3) کلاس دوازدهم معارف

درس 13: ادلّهٔ فقاهتی (2)

بازدید634
تاریخ بروزرسانی1403/11/10

در درس گذشته دربارۀ استصحاب که نخستین دلیل از ادلهٔ فقاهتی است، سخن گفتیم و اینک، در این درس، به سه دلیل دیگر یعنی برائت، احتیاط و تخییر می‌پردازیم.

1- برائت

گاهی مجتهد به اصل تکلیف شک دارد؛ بدین معنی که هنگام برخورد به مسئله‌ای شک می‌کند که مثلاً حکم این مسئله حرمت است یا نه، ولی در ادلۀ اجتهادی هیچ دلیلی بر حرمت آن نمی‌یابد. در اینجاست که بر اساس ادلهٔ فقاهتی حکم به برائت می‌کند؛ یعنی می‌گوید وقتی در وجود تکلیف شرعی شک باشد و دلیل اجتهادی نیز بر آن یافت نشود، حکم به عدم تکلیف و مباح بودن آن عمل می‌کنیم.

شک به وجود تکلیف دو گونه است:

- شک نسبت به وجوب یک عمل؛ مانند شک به وجوب استهلال ماه رمضان.
- شک نسبت به حرمت یک عمل؛ مثلاً در اوایل عصر حاضر که پزشکان موفق به انتقال خون از انسانی به انسان دیگر شدند، این شبهه ایجاد شد که آیا این عمل ـ به‌ویژه اگر به صورت خرید و فروش باشد ـ حرام است یا حلال؟ که فقها با استناد به اصل برائت به جواز آن حکم دادند.

در هر دو صورت، اصل برائت حکم به عدم تکلیف شرعی می‌نماید.

حجیت برائت

برای حجیت برائت به سه دلیل عقل کتاب و سنت استناد شده است:

الف) عقل

عقل حکم می‌کند که اگر قانون‌گذار بنده‌ای را برای ارتکاب عملی که وجوب یا حرمتی برایش بیان نشده است عقاب کند فعلی قبیح انجام داده است و از حکیم چنین فعلی سر نمی‌زند. این دلیل به صورت قاعده‌ای در آمده است که به آن «قاعدهٔ قبح عقاب بِلا بیان» می‌گویند.

ب) کتاب

آیات متعددی در قرآن برای اثبات برائت مورد استناد واقع شده است؛ همچون عبارت:

«... لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا ...» (سورهٔ طلاق، آیهٔ 7)
خدا هیچ‌کس را جز به اندازه‌ای که به او داده است تکلیف نمی‌کند.

ج) سنت

مهم‌ترین روایتی که در اینجا بیان شده «حدیث رفع» است. بر طبق این روایت که مورد قبول همۀ فِرَق اسلامی است، مؤاخذه و عذاب نسبت به نُه چیز از امت پیامبر اسلام برداشته شده است که پنجمین آنها «ما لا یعلمون» می‌باشد.

فعالیت 1 (صفحهٔ 97 کتاب درسی)

 

حدیث رفع را بیابید و دربارۀ نُه چیزی که مجازات آن از امت اسلامی رفع شده است تحقیق کنید.

«رفع عن أمتی تسعة: الخطأ، والنسیان، وما لا یعلمون، وما لا یقدرون علیه، وما اضطروا إلیه، وما لا یحسنون، وما لا یملکون، وما لا یدخلون فیه، وما لا یعملون به.»
(ترجمه: از امت من نه چیز برداشته شده است: اشتباه، فراموشی، آنچه نمی‌دانند، آنچه نمی‌توانند انجام دهند، آنچه به آن مجبور شده‌اند، آنچه نمی‌دانند چطور انجام دهند، آنچه در اختیار آنها نیست، آنچه در آن دخالت ندارند، و آنچه نمی‌توانند عمل کنند).

  • خطا: اگر فردی اشتباهاً کاری انجام دهد، این عمل از او گرفته می‌شود و مسئولیتی در قبال آن ندارد.
  • نسیان (فراموشی): اگر فردی چیزی را فراموش کند، مسئولیت نخواهد داشت.
  • آنچه نمی‌دانند: اگر فرد چیزی را نمی‌داند و به طور نادرست عمل می‌کند، مسئولیتی در قبال آن نخواهد داشت.
  • آنچه نمی‌توانند انجام دهند: اگر فرد توانایی انجام چیزی را نداشته باشد، از مجازات معاف است.
  • آنچه به آن مجبور شده‌اند: در صورت اجبار، فرد از مسئولیت و مجازات رهایی می‌یابد.
  • آنچه نمی‌دانند چطور انجام دهند: اگر فرد نداند چگونه عملی را انجام دهد، از مجازات معاف است.
  • آنچه در اختیار آنها نیست: اگر فرد نتواند چیزی را در اختیار بگیرد یا انجام دهد، از مسئولیت معاف است.
  • آنچه در آن دخالت ندارند: در صورتی که فرد نتواند در یک امر دخالت کند، از مسئولیت معاف است.
  • آنچه نمی‌توانند عمل کنند: اگر فرد قادر به انجام کاری نباشد، از مسئولیت معاف است.

2- احتیاط

گاهی فرد نسبت به اصل تکلیف هیچ‌گونه شکی ندارد؛ یعنی به وجود تکلیف یقین دارد و می‌داند که نسبت به امری از سوی شارع ذمه‌اش مشغول است؛ ولی نسبت به اینکه تکلیف به چه چیز تعلق گرفته شک دارد. مثلاً می‌داند که یکی از دو ظرف غذا نجس است، ولی نمی‌داند کدام یک. یا مسافری در موقعیتی است که نمی‌داند باید نمازش را شکسته بخواند یا تمام. در این شرایط اگرچه علم مکلّف نسبت به تکلیف، علمی کامل و شامل جزئیات نیست، اما دارای مرتبه‌ای از علم است که به آن «علم اجمالی» می‌گویند و همین برای عمل بر طبق آن کافی است. بنابراین بر مکلف است به‌گونه‌ای عمل کند که نسبت به فراغت ذمه‌اش از تکلیف یقین نماید. از این جهت، در مثال مذکور باید احتیاط کرده و از هر دو ظرف غذا اجتناب کند و در مثال دوم، باید نمازش را هم شکسته بخواند و هم تمام.

فعالیت 2 (صفحهٔ 97 کتاب درسی)

 

در رسالهٔ عملیهٔ مرجع خود نمونه‌های بیشتری برای اصل احتیاط بیایید

برخی از نمونه‌های احتیاط شرعی که در بسیاری از رساله‌های عملیّه مرجعین آمده‌اند عبارتند از:

1- شک در موارد تکلیف نسبت به طهارت: اگر فرد شک داشته باشد که آیا در حالت طهارت (وضو یا غسل) است یا نه، طبق اصل احتیاط باید از اعمالی که نیاز به طهارت دارند پرهیز کند و حتی در صورت شک به پاک بودن، ممکن است نیاز باشد که وضو یا غسل مجدد بگیرد تا از فراغت ذمه مطمئن شود.

2- شک در جزئیات نذر و قسم: در مواردی که فرد شک دارد که آیا نذری که کرده است به طور کامل عمل کرده یا نه، باید احتیاط کرده و عمل نذر را دوباره انجام دهد تا از تکلیف خود مطمئن باشد. این یکی از مصادیق واضح احتیاط در مواردی است که فرد از جزئیات نذر خود آگاهی ندارد.

3- شک در نیت روزه یا عبادات دیگر: اگر فرد در نیت خود در روزه یا عبادات شک کند، طبق اصل احتیاط باید نیت را دوباره تنظیم کند و در صورتی که احتمال ترک نیت صحیح وجود دارد، باید احتمال فساد عبادت را کنار گذاشته و عمل خود را صحیح محسوب کند.

4- شک در بین چند فتوا: اگر در جایی فرد شک داشته باشد که آیا باید به فتوای یک فقیه عمل کند یا دیگری، در صورتی که امکان احتیاط وجود داشته باشد، باید از هر دو نظر احتیاط کند و در صورتی که نتواند، می‌تواند از اصل تخییر بهره بگیرد.

5- مسائل مالی و معاملات: اگر در انجام معاملات و حقوق مالی شک داشته باشد (مثل شک در حلال یا حرام بودن معامله)، طبق اصل احتیاط باید از آن معامله پرهیز کند و تا وقتی که اطمینان به حلال بودن آن نداشته باشد، اقدام به انجام آن نکند.

حجیت احتیاط

لزوم عمل به احتیاط علاوه بر دلایل عقلی با ادلهٔ نقلی نیز قابل اثبات است.

الف) دلایل عقلی

برای حجیت احتیاط به دو دلیل عقلی زیر می‌توان استناد کرد: 

- دلیل اوّل: عقل حکم می‌کند که هرکس نسبت به تکلیفی، علم به اشتغال ذمه دارد، باید به گونه‌ای عمل کند که یقین به فراغ ذمه بیابد به عبارت کوتاه‌تر: «اشتغال یقینی مستلزم فراغ یقینی است».

بیندیشیم (صفحهٔ 98 کتاب درسی)

 

دربارهٔ قاعدهٔ اشتغال بیندیشید و برای آن نمونه‌هایی را در عرف بیایید.

قاعدهٔ اشتغال بیان می‌کند که وقتی فرد نسبت به وجود تکلیف شک دارد، باید احتیاط کند تا از رهایی از تکلیف مطمئن شود.

نمونه‌هایی در عرف:

  1. پرداخت بدهی: اگر فرد نسبت به مقدار دقیق بدهی شک دارد، باید بیشتر پرداخت کند تا از اشتغال ذمه رهایی یابد.
  2. رزرو هتل: اگر فرد شک کند که هزینه را پرداخت کرده است یا نه، باید پرداخت را دوباره انجام دهد.
  3. خرید کالا: در صورت شک در کیفیت یا قیمت، باید پول بیشتری بپردازد تا از اشتباه جلوگیری کند.
  4. مسائل مالی و حقوقی: در مواقع شک در پرداخت مالیات یا حقوق افراد، باید اقدامات لازم را برای اطمینان از انجام درست آن انجام دهد.
  5. حقوق خانواده: در مسائل خانوادگی، فرد باید از تمام حقوق طرفین اطمینان حاصل کند تا از اشتباه پرهیز کند.

این قاعده کمک می‌کند تا از هر گونه مسئولیت و تکلیف فرار نکند.

- دلیل دوم: هرگاه عقل نسبت به عملی ضرری را احتمال دهد، امر به پرهیز نسبت به آن می‌کند، و اگر کسی خلاف این حکم عقل رفتار کند مستحق مذمّت است. مثلاً اگر کسی احتمال دهد که محتوای یکی از دو ظرف، سم است، حکم به اجتناب از هر دو می‌دهد. به همین ترتیب اگر یقین داشته باشد که یکی از دو مایع حرام است، عقل به او حکم می‌کند که از هر دو پرهیز کند.

این حکم عقل به‌صورت قاعده‌ای درآمده است که آن را «قاعدۀ وجوب دفع ضرر محتمل» می‌گویند.

ب) دلایل نقلی

اگرچه عمده دلیل اصولیان بر حجیت احتیاط همان ادلهٔ عقلی مذکور است، اما روایات متعددی نیز در این باره وجود دارد که به دو نمونه آن اشاره می‌شود:

امیرمؤمنان علی به کمیل بن زیاد می‌فرماید:

«أخوکَ دینُکَ فَاحْتَطَ لِدِینِکَ بِمَا شِئتَ»
دین تو همچون برادر توست، پس تا می‌توانی نسبت به آن جنبهٔ احتیاط را مراعات کن.

امام صادق در بخشی از یک روایت طولانی می‌فرماید: امور بر سه نوع است: امری که درستی آن روشن است و باید از آن تبعیت کرد، امری که انحرافش آشکار است و باید از آن پرهیز شود و امر مشکلی که از شبهات است. پس هر کس شبهات را ترک کند، از محرمات رها شده است و هر که در شبهات وارد شود مرتکب محرمات می‌شود و ندانسته در هلاکت می‌افتد. امام در نهایت می‌فرماید:

«فَإِنَّ الوُقوفَ عِندَ الشُّبُهَاتِ خَیْرٌ مِنَ الاقتحام فی الهَلَکاتِ».

در مواردی که وجوب احتیاط به وسیلهٔ دلایل عقلی قابل اثبات نیست ولی روایات باب احتیاط، مکلف را به احتیاط در آن مورد توصیه می‌کند «احتیاط شرعی» گفته می‌شود.

3- تخییر

چنان که دیدیم، اصل احتیاط در جایی جاری است که اصل وجود تکلیف بر مکلّف معلوم باشد ولی نداند که تکلیف به چه امری تعلق گرفته است.

اما گاهی شک ما میان وجوب و حرمت است. در اینجا نه امکان جمع میان دو عمل است و نه امکان ترجیح یکی بر دیگری. به عبارت دیگر، در همان مواردی که محل اجرای احتیاط است، گاهی احتیاط مقدور نیست و آن در جایی است که شک مکلف میان حرمت و وجوب باشد. در چنین وضعیتی اصل تخییر جاری می‌شود، یعنی مکلف میان انجام یا ترک عمل مخیّر است. برای روشن شدن مطلب به مثال زیر توجه کنید:

در احکام اجتهاد و تقلید خوانده‌ایم که مکلّفین برای انجام تکالیف خود، یا باید مجتهد باشند یا مقلِد و یا باید به احتیاط عمل کنند. حال، کسی که عمل به احتیاط می‌کند، ممکن است با مسئله‌ای مواجه شود که برخی فقها حکم به حرمت آن و برخی دیگر حکم به وجوب آن داده‌اند. مثلاً در مورد حکم کسی که نذر کرده است تا روز معینی را در سفر روزه بگیرد، برخی فقها حکم به وجوب عمل به نذر و برخی دیگر حکم به حرمت مطلق روزهٔ مسافر داده‌اند. در چنین شرایطی عمل به احتیاط ممکن نیست و لذا این فرد میان عمل به یکی از دو فتوا مخیر است.

حجیت تخییر

حجیت تخییر امری بدیهی است که نیازی به استدلال ندارد؛ زیرا هنگامی که مکلف در واقعه‌ای قرار می‌گیرد که از وجوب یا حرمت خالی نیست، عقلاً یکی از آن دو از او صادر می‌شود و راهی جز انجام یکی را ندارد.

بیندیشیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 102 کتاب درسی)

 

1- دلیل عقلی بر حجیت برائت چیست؟
دلیل عقلی بر حجیت برائت این است که عقل حکم می‌کند که اگر قانون‌گذار فردی را به خاطر عملی که برای آن حکم روشن (وجوب یا حرمت) نداشته باشد، مجازات کند، این عمل قبیح است و از یک حکیم چنین رفتاری سر نمی‌زند. این دلیل به صورت قاعده‌ای در آمده که به آن قاعدهٔ قبح عقاب بلا بیان می‌گویند. بر اساس این قاعده، وقتی که دلیلی بر وجود تکلیف نداشته باشیم، باید حکم به برائت کنیم و تکلیف از فرد ساقط است.

2- قاعدهٔ وجوب دفع ضرر محتمل را توضیح دهید.
قاعدهٔ وجوب دفع ضرر محتمل به این معناست که اگر فرد احتمال دهد که یک عمل خاص ضرری به او وارد می‌کند، باید از آن اجتناب کند تا از ضرر جلوگیری شود. عقل حکم می‌کند که اگر فرد احتمال ضرر بدهد، باید احتیاط کند و از آن پرهیز نماید، حتی اگر آن ضرر قطعاً رخ ندهد. این قاعده به‌ویژه در شرایطی به کار می‌رود که ضرر محتمل باشد و عقل حکم به اجتناب از آن می‌دهد تا فرد از عواقب منفی و ضررهای احتمالی رهایی یابد.

3- تخییر در کجا جاری می‌شود؟
اصل تخییر زمانی جاری می‌شود که فرد در شک میان دو تکلیف قرار گیرد، یعنی شک در وجوب یا حرمت عملی خاص. در این حالت، نه امکان جمع میان دو تکلیف وجود دارد و نه ترجیح یکی بر دیگری. بنابراین، فرد مخیر است که یکی از دو تکلیف را انجام دهد. به عبارت دیگر، در شک بین دو حکم، اگر امکان عمل به هر دو وجود نداشته باشد، فرد می‌تواند یکی را انتخاب کند. برای مثال، در مورد نذرهای متعارض، فرد ممکن است مخیر باشد که یکی از دو قول فقیه را انتخاب کند.

4- هر یک از موارد زیر محل جریان کدام اصل عملی است و چه حکمی دارد؟
الف) وقتی مکلّف هیچ راهی برای تعیین قبله ندارد.

  • اصل عملی: برائت
  • حکم: چون فرد به هیچ وجه به تکلیف شرعی در خصوص قبله علم ندارد و دلیل اجتهادی نیز برای آن ندارد، طبق اصل برائت، تکلیف از او ساقط است و او می‌تواند نماز را به هر جهتی که ممکن است بخواند.

ب) هرگاه دربارۀ از بین رفتن عدالت امام جماعت شک کنیم.

  • اصل عملی: احتیاط
  • حکم: چون شک داریم که آیا امام جماعت همچنان عدالت دارد یا نه، باید طبق اصل احتیاط از نماز پشت سر او خودداری کنیم و در صورت امکان، نماز را به جماعت دیگری برگزار کنیم.

ج) وقتی در نقطه ای خارج از شهر بودیم که نمی‌دانیم آیا نماز کامل است یا شکسته.

  • اصل عملی: استصحاب
  • حکم: اگر قبلاً یقین داشتیم که نماز کامل بوده است و اکنون شک داریم که آیا وارد مسافت شرعی شده‌ایم یا نه، طبق اصل استصحاب، چون قبلاً نماز کامل بوده، باید همان حکم سابق را جاری کنیم و نماز را کامل بخوانیم.

د) اگر شک کنیم که عصارۀ انگوری که به جوش آمده حلال است یا حرام و دلیلی اجتهادی برای آن نیابیم.

  • اصل عملی: برائت
  • حکم: چون دلیل اجتهادی برای حکم آن عصارۀ انگور نداریم و در وجود تکلیف شک داریم، طبقاصل برائت، حکم به حلال بودن آن می‌شود و فرد می‌تواند آن را مصرف کند.
درس 13: ادلّهٔ فقاهتی (2)